شمارهٔ ۲۳ - عباس بیگ گردون قدر
یگانهٔ دو جهان زبده و خلاصه عهد
تویی که مهر و سپهرت ندیده شبه و نظیر
سوار عزم تو هرجا که رخش حکم جهاند
دوید بر اثر او جنیبت تقدیر
ز لشکر تو سواری اگر برون تازد
کند حصار فلک را به حملهای تسخیر
دو عمدهاند برابر به سد جهان لشکر
سنان و تیغ تو از به هر پاس تاج و سریر