رفتن معلم به در خانهٔ دستور و بیان کردن عشق ناظر نسبت به منظور و مقدمهٔ درد فراق و آغاز حکایت اشتیاق
چو طفل روز رفت از مکتب خاک
سواد شب نمود از لوح افلاک
معلم بر در دستور جا کرد
حدیث خود به خاصانش ادا کرد
به دستور از معلم حال گفتند
یکایک صورت احوال گفتند
معلم را به سوی خویشتن خواند
به تعظیم تمامش پیش بنشاند