امتحان کردن شیرین فرهاد را در عشق

به گرمی گفتش ار کار دگر هست

بجو تا وقت و فرصت این قدر هست

که این شب چون به روز آید ز شیرین

به هجران وصل بگراید ز شیرین

پس از این شب بود روز جدایی

که این بوده‌ست تقدیر خدایی

چو فرهاد این شنید ، از دل به سد درد

برآورد آهی و از جان فغان کرد