قصیدهٔ شمارهٔ ۲۸

شاخ شجر دهر غم و مشغله بار است

زیرا که بر این شاخ غم و مشغله بار است

آنک او چو من از مشغله و رنج حذر کرد

با شاخ جهان بیهده شورید نیارست

با شاخ تو ای دهر و به درگاه تو اندر

ما را به همه عمر نه کار است و نه بار است

چون بار من، ای سفله، فگندی ز خر خویش

اندر خر من چونکه نگوئیت چه بار است؟