قصیدهٔ شمارهٔ ۷۹

تا مرد خر و کور کر نباشد

از کار فلک بی‌خبر نباشد

داند که هر آن چیز کو بجنبد

نابوده و بی‌حد و مر نباشد

وان چیز که با حد و مر باشد

گه باشد و گاهی دگر نباشد

من راز فلک را به دل شنودم

هشیار به دل کور و کر نباشد