قصیدهٔ شمارهٔ ۸۱

جز که هشیار حکیمان خبر از کار ندارند

که فلک باز شکار است و همه خلق شکارند

نه عجب گر نبودشان خبر از چرخ و ز کارش

کز حریصی و جهالت همه در خواب و خمارند

برزگاران جهانند و همه روز و همه شب

بجز از معصیت و جور نه ورزند و نه کارند

چون درختان ببارند به دیدار ولیکن

چون به کردار رسد یکسره بیدند و چنارند