قصیدهٔ شمارهٔ ۱۲۰

مرد را خوار چه دارد؟ تن خوش خوارش

چون تو را خوار کند چون نکنی خوارش ؟

هر که او انده و تیمار تو را کوشد

تو بخیره چه خوری انده و تیمارش؟

تن همان خاک گران سیه است ار چند

شاره زربفت کنی قرطه و شلوارش

تن تو خادم این جان گرانمایه است

خادم جان گرانمایه همی دارش