قصیدهٔ شمارهٔ ۱۲۷

گردش این گنبد و مکر و دهاش

گرد بر آرد همی از اولیاش

کینه نجوید مگر از دوستان

برچه نهادی تو الهی بناش؟

گرچه جفا دارد با عاقلان

زشت نگویند ز بهر تراش

هر که مرو را کند این دردمند

کرد نداند به جهان کس داوش