قصیدهٔ شمارهٔ ۱۲۹

وبال است بر مرد عمر درازش

چو عمر درازش فزود اندر آزش

سوی چشمهٔ شوربختی شتابد

کرا آز باشد دلیل و نهازش

هر آن ناز کغاز او آز باشد

مدارش به ناز و مخوان جز نیازش

به نازی کزو دیگری رنجه گردد

چه نازی که ناید بدین هیچ آزش؟