قصیدهٔ شمارهٔ ۱۶۷
از صحبت خلق دل گسستم
اندیشه ندیم دل بسستم
در آب نمیدی آن ردا را
کش طمع طراز بود شستم
چون سایه جهان پس من آمد
چون دید که من ازو بجستم
جویندهٔ جسته گشت، از من
میجست چو من همیش جستم
از صحبت خلق دل گسستم
اندیشه ندیم دل بسستم
در آب نمیدی آن ردا را
کش طمع طراز بود شستم
چون سایه جهان پس من آمد
چون دید که من ازو بجستم
جویندهٔ جسته گشت، از من
میجست چو من همیش جستم