قصیدهٔ شمارهٔ ۱۷۸

بر جستن مراد دل ای مسکین

چوگانت گشت پشت و رخان پرچین

بسیار تاختی به مراد، اکنون

زین مرکب مراد فرو نه زین

تا کی کشی به ناز و گشی دامن

دامن یکی زناز و گشی برچین

یاد آمد آنچه منت بگفتم دی

کاین دهر کین کشد ز تو نادان، کین