قصیدهٔ شمارهٔ ۱۹۷

از کین بت‌پرستان در هند و چین و ماچین

پر درد گشت جانت رخ زرد و روی پر چین

باید همیت نا گه یک تاختن بر ایشان

تا زان سگان به شمشیر از دل برون کنی کین

هر شب ز درد و کینه تا روز برنیاید

خشک است پشت کامت تر است روی بالین

نفرین کنی بر ایشان از دل و گر کسی نیز

نفرین کند بگوئی از صدق دل که آمین