قصیدهٔ شمارهٔ ۲۱۲

گشت جهان کودکی دوازده ساله

از سمنش روی وز بنفشه گلاله

آمد نازان ز هند مرغ بهاری

روی نهاده به ما جغاله جغاله

بی‌سلب و مفرش پرندی و رومی

دشت نماند و جبال و نه بساله

تا گل در کله چون عروس نهان شد

ابر مشاطه شده است و باد دلاله