قصیدهٔ شمارهٔ ۲۱۳

بدخو جهان تو را ندهد دسته

تا تو ز دست او نشوی رسته

بستهٔ هوا مباش اگر خواهی

تا دیو مر تو را نگرد بسته

دیو از تو دست خویش کجا شوید

تا تو دل از طمع نکنی شسته؟

تا کی بود خلاف تو با دانا

او جسته مر تو را و تو زو جسته