بخش ۷

چو بشنید نوذر که قارن برفت

دمان از پسش روی بنهاد و تفت

همی تاخت کز روز بد بگذرد

سپهرش مگر زیر پی نسپرد

چو افراسیاب آگهی یافت زوی

که سوی بیابان نهادست روی

سپاه انجمن کرد و پویان برفت

چو شیر از پسش روی بنهاد و تفت