قصیدهٔ شمارهٔ ۲۴۰

تمییز و هوش و فکرت و بیداری

چون داد خیره خیره تو را باری؟

تا کار بندی این همه آلت را

در غدر و مکر و حیلت و طراری؟

تا همچو مور بی خور و بی‌پوشش

کوشش کنی و مال فراز آری!

از خال و عم به ناحق بستانی

وانگه به زید و خالد بسپاری!