قصیدهٔ شمارهٔ ۲۵۹

جهانا عهد با من جز چنین بستی

نیاری یاد از آن پیمان که کرده‌ستی

اگر فرزند تو بودم چرا ایدون

چو بد مهران ز من پیوند بگسستی؟

فرود آوردی آنچه‌ش خود برآوردی

گسستی هرچه کان را خود بپیوستی

بسی بسته شکستی پیش من، پس چون

نگوئی یک شکستهٔ خویش کی بستی؟