بخش ۱۱

سوی شاه ترکان رسید آگهی

کزان نامداران جهان شد تهی

دلش گشت پر آتش از درد و غم

دو رخ را به خون جگر داد نم

برآشفت و گفتا که نوذر کجاست

کزو ویسه خواهد همی کینه خواست

چه چاره است جز خون او ریختن

یکی کینهٔ نو برانگیختن