قصیدهٔ شمارهٔ ۲۷۲

ای داده دل و هوش بدین جای سپنجی

بیم است که از کبر در این جای نگنجی

والله که نیاید به ترازوی خرد راست

گر نعمت دنیا را با رنج بسنجی

ور مملکت روم بگیری چو سکندر

هرگز نشود ملک تو این جای سپنجی

وز بند و بلای فلکی رسته نگردی

هرچند تو را بنده شود رومی و طنجی