شمارهٔ ۲۵ - در وصف بهار و مدح خواجه طاهر

باد نوروزی همی در بوستان سامر شود

تا به سحرش دیدهٔ هر گلبنی ناظر شود

گل که شب ساهر شود پژمرده گردد بامداد

وین گل پژمرده چون ساهر شود زاهر شود

ابر هزمان پیش روی آسمان بندد نقاب

آسمان بر رغم او در بوستان ظاهر شود

زردگل بیمار گردد، فاخته بیمار پرس

یاسمین ابدال گردد خردما زائر شود