شمارهٔ ۲۷ - در مدح سلطان مسعود غزنوی

ابر آذاری برآمد از کران کوهسار

باد فروردین بجنبید از میان مرغزار

این یکی گل برد سوی کوهسار از مرغزار

وان گلاب آورد سوی مرغزار از کوهسار

خاک پنداری به ماه و مشتری آبستنست

مرغ پنداری که هست اندرگلستان شیرخوار

این یکی گویا چرا شد، نارسیده، چو مسیح!

وان یکی بی شوی، چون مریم، چرا برداشت بار