شمارهٔ ۵۹ - در مدح خواجه طاهر

بینی آن بیجاده عارض لعبت حمری قبای

سنبلش چون پر طوطی، روی چون فر همای

جعد پرده پرده در هم همچو چتر آبنوس

زلف حلقه حلقه، برهم، همچو مشک اندوده نای

دل، جراحت کردش آن زلفین و چون زلفینش را

بر جراحت برنهی راحت پدید آرد خدای

زانکه زلفش کژدمست و هر که را کژدم گزید

مرهم آن زخم را کژدم نهد کژدم فسای