قصیدهٔ شمارهٔ ۱۴ - در مدح خواجه عبد الرزاق بن احمد بن حسن میمندی

ای دل من ترا بشارت باد

که ترا من به دوست خواهم داد

تو بدو شادمانه‌ای به جهان

شاد باد آنکه تو بدویی شاد

تا نگویی که مر مرا مفرست

که کسی دل به دوست نفرستاد

دوست از من ترا همی‌طلبد

رو بر دوست هر چه باداباد