قصیدهٔ شمارهٔ ۱۷ - در شکر گزاری از اسبی که سلطان محمود داده است

ای آنکه همی قصهٔ من پرسی هموار

گویی که چگونه‌ست بر شاه ترا کار

چیزیکه همی‌دانی بیهوده چه پرسی

گفتار چه باید که همی‌دانی کردار

ور گویی گفتار بباید ز پی شکر

آری ز پی شکر به کار آید گفتار

کاریست مرا نیکو و حالیست مرا خوب

با لهو و طرب جفتم و با کام و هوا یار