قصیدهٔ شمارهٔ ۲۷ - در مدح امیر یوسف بن ناصرالدین
کاشکی کردمی از عشق حذر
یا کنون دارمی از دوست خبر
ای دریغا که من از دست شدم
نوز ناخورده تمام از دل بر
چون توان بود برین درد صبور
چون توان برد چنین روز به سر
عشق با من سفری گشت و بماند
مونس من به حضر خسته جگر