قصیدهٔ شمارهٔ ۴۹ - در مدح عضد الدوله امیر ابو یعقوب یوسف بن ناصرالدین
ای نیمشب گریخته از رضوان
وندر شکنج زلف شده پنهان
ای سرو نارسیده به تو آفت
ای ماه نارسیده به تو نقصان
ای میوهٔ دل من، لابل دل
ای آرزوی جانم، لابل جان
از من به روز عید بیازردی
گفتی که تافته شدی از مهمان