قصیدهٔ شمارهٔ ۵۳ - در مدح خواجه احمد بن حسن میمندی وزیر

نگار من آن لعبت سیمتن

مه خلخ و آفتاب ختن

برون آمد از خیمه و از دو زلف

بنفشه پریشیده بر نسترن

تماشاکنان گرد خیمه بگشت

چو سروی چمان بر کنار چمن

ز سر تا به بن زلف او پر گره

ز بن تا به سر جعد او پر شکن