قصیدهٔ شمارهٔ ۵۷ - در مدح عمیدالملک خواجه ابوبکر علی بن حسن قهستانی عارض سپاه

دی به سلام آمد نزدیک من

ماه من آن لعبت سیمین ذقن

با زنخی چون سمن و با تنی

چون گل سوری به یکی پیرهن

تازان چون کبک دری بر کمر

یازان چون سرو سهی در چمن

در شکن زلف هزاران گره

در گره جعد هزاران شکن