قصیدهٔ شمارهٔ ۶۲ - در مدح خواجه ابوسهل احمد بن حسن حمدوی

سروی شنیده‌ای که بود ماه بار او؟

مه دیده‌ای که مشک بپوشد کنار او؟

من دیدم و شنیدم، این هر دو، آن بتیست

کاین دل هزار بار تبه شد به کار او

پر گوهرست ز آتش عشقش کنار من

پر سلسله ز حلقهٔ زلفش کنار او

باغیست روی نیکوی آن روی نیکوان

کاندر مه تموز بخندد بهار او