قصیدهٔ شمارهٔ ۶۵ - در مدح خواجه ابو الحسن علی بن فضل بن احمد معروف به حجاج

به جان تو که نیارم تمام کرد نگاه

ز بیم چشم رسیدن بدان دو چشم سیاه

از آنکه نرگس لختی به چشم تو ماند

دلم به نرگس بر شیفته شده‌ست و تباه

به روی و بالا ماهی و سروی و نبود

بدان بلندی سرو و بدین تمامی ماه

به باغ سرو سوی قامت تو کرد نظر

ز چرخ ماه سوی چهرهٔ تو کرد نگاه