غزل شمارهٔ ۱۸
رویم ز گریه بین چو گلین کاه زیر آب
از شرم روی توست رخ ماه زیر آب
ماهی تنی و میکنی از اشک من گریز
نه ماهیان کنند وطن گاه زیر آب
نی نی توراست عذر که مشک و میی بهم
نی مشک و می شود آنگاه زیر آب
تخم وفاست دانهٔ دل چون به دست توست
خواهی به زیر خاک بنه خواه زیر آب