غزل شمارهٔ ۳۲

حصن جان ساز در جهان خلوت

دو جهان ملک و یک زمان خلوت

باک غوغای حادثات مدار

چون تو را شد حصار جان خلوت

ساقیت اشک و مطربت ناله

شاهدت درد و میزبان خلوت

خلوتی کن نهان ز سایهٔ خویش

تا کند سایه را نهان خلوت