غزل شمارهٔ ۶۶

می‌خور که جهان حریف جوی است

آفاق ز سبزه تازه روی است

بر عیش زدند ناف عالم

اکنون که بهار نافه بوی است

از زهد کنار جوی کاین وقت

وقت طرب و کنار جوی است

شو خوانچه کن و چمانه در خواه

زان یوسف ما که گرگ خوی است