غزل شمارهٔ ۱۲۵

اول از خود بری توانم شد

پس تو را مشتری توانم شد

بر سر تیغ عشق سر بنهم

گر پیت سرسری توانم شد

عشق تو چون خلاف مذهب‌هاست

خصم مذهب‌گری توانم شد

تا به اسلام عشق تو برسم

بندهٔ کافری توانم شد