غزل شمارهٔ ۱۴۹

شور عشق تو در جهان افتاد

بیدلان را به جان زیان افتاد

تو هنوز از جهان نزاده بدی

کز تو آوازه در جهان افتاد

آتشی زد غم تو در جانم

که شرارش بر آسمان افتاد

تو سلامت گزین که نام دلم

از ملامت به هر زبان افتاد