غزل شمارهٔ ۱۹۷

سرهای سراندازان در پای تو اولی‌تر

در سینهٔ جان‌بازان سودای تو اولی‌تر

ای جان همه عالم، ریحان همه عالم

سلطان همه عالم مولای تو اولی‌تر

ای داور مهجوران، جان داروی رنجوران

صبر همه مستوران، رسوای تو اولی‌تر

خواهی که کشی یاری آن یار منم آری

گر کشتنیم باری در پای تو اولی‌تر