غزل شمارهٔ ۲۴۷

ما پیشکش تو جان فرستیم

ور دست رسد جهان فرستیم

جان خود چه سگ و جهان چه خاک است

تا بر درت این و آن فرستیم

یک وام لبت نداده باشیم

آنگه که هزار جان فرستیم

در قیمت لعل تو چه ارزد

ما ارچه هزار کان فرستیم