بخش ۴

چو یک بهره از تیره شب در گذشت

شباهنگ بر چرخ گردان بگشت

سخن گفتن آمد نهفته به راز

در خوابگه نرم کردند باز

یکی بنده شمعی معنبر به دست

خرامان بیامد به بالین مست

پس پرده اندر یکی ماه روی

چو خورشید تابان پر از رنگ و بوی