غزل شمارهٔ ۲۵۱

به صفت، عاشق جمال توایم

به خبر، فتنهٔ خیال توایم

خام پندار سوخته جگران

در هوس پختن وصال توایم

چه عجب گر ز وصل محرومیم

ما کجا محرم جمال توایم

غرقهٔ عشق و تشنهٔ وصلیم

که آرزومند زلف و خال توایم