غزل شمارهٔ ۲۵۶

من در طلب یارم ز اغیار نیندیشم

پایم به سر گنج است از مار نیندیشم

صبرم به عیار او هیچ است و دو جو کمتر

من هم جو زرینم کز نار نیندیشم

جوجو شدم از عشقش او جو به جو این داند

او را به جوی زین غم غم‌خوار نیندیشم

گر زان رخ گندم‌گون اندک نظری یابم

زین جان که جوی ارزد بسیار نیندیشم