غزل شمارهٔ ۲۵۷

دل را به غم تو باز بستیم

جان را کمر نیاز بستیم

تن کو سگ توست هم به کویت

بر شاخ گلش به ناز بستیم

از دل به دلت رسول کردیم

وز دیده زبان راز بستیم

دیدیم رخت که قبلهٔ ماست

زآنسو که توئی نماز بستیم