غزل شمارهٔ ۲۶۰

نزل عشقت جان شیرین آورم

هدیهٔ زلفت دل و دین آورم

چون شراب تلخ و شیرین درکشی

پیشکش صد جان شیرین آورم

پیش عناب لبت عناب‌وار

روی خون آلوده پر چین آورم

پیش بالای تو هم بالای تو

گوهر از چشم جهان بین آورم