غزل شمارهٔ ۲۶۶

دست از دو جهان کشیده خواهم

یک اهل به جان خریده خواهم

گوئی که رسم به اهل رنگی

از طالع بررسیده خواهم

جستم دل آشنا و تا حشر

گر جویم هم ندیده خواهم

نوشی به یقین نماند لیکن

زهری به گمان چشیده خواهم