غزل شمارهٔ ۲۸۴

ای باد بوی یوسف دلها به ما رسان

یک نوبر از نهال دل ما به ما رسان

از زلف او چو بر سر زلفش گذر کنی

پنهان بدزد موئی و پیدا به ما رسان

با خویشتن ببر دل ما کز سگان اوست

امشب به داغ او کن و فردا به ما رسان

گر آفتاب زردی از آن سو گذشته‌ای

پیغام آن ستارهٔ رعنا به ما رسان