غزل شمارهٔ ۲۹۰

در یک سخن آن همه عتیبش بین

در یک نظر این همه فریبش بین

خورشید که ماه در عنان دارد

چون سایه دویده در رکیبش بین

خاموشی لعل او چه می‌بینی

جماشی چشم پر عتیبش بین

تا چشم نظاره زو خبر ندهد

هم نور جمال او حجیبش بین