غزل شمارهٔ ۲۹۲

درد دل گویم از نهان بشنو

راز، بی‌زحمت زبان بشنو

جوش دریای غصه باور کن

موج خون بنگر و فغان بشنو

بر کنار دو جوی دیدهٔ من

بانگ دولاب آسمان بشنو

لرزهٔ برق در سحاب دل است

نالهٔ رعد ز امتحان بشنو