غزل شمارهٔ ۳۰۵
خیال روی توام غمگسار و روی تو نه
به هر سوئی که کنم راه، راه سوی تو نه
خیال تو همه شب ره به کوی من دارد
اگرچه بخت مرا رهنما به کوی تو نه
دریغ کاش تو را خوی چون خیال بدی
که خرمم ز خیال تو و زخوی تو نه
دل من آرزوی وصل میکند چه کنم
که آرزوی من این است و آرزوی تو نه