غزل شمارهٔ ۳۱۸

روی درکش ز دهر دشمن روی

پشت برکن به چرخ کافر خوی

مردمی از نهاد کس مطلب

خرمی از مزاج دهر مجوی

با بلاها بساز و تن در ده

کز سلامت نه رنگ ماند و نه بوی

دود وحشت گرفت چهرهٔ عمر

آب دیده بریز و پاک بشوی