بخش ۱۲

چو خورشید گشت از جهان ناپدید

شب تیره بر دشت لشکر کشید

تهمتن بیامد به نزدیک شاه

میان بستهٔ جنگ و دل کینه خواه

که دستور باشد مرا تاجور

از ایدر شوم بی‌کلاه و کمر

ببینم که این نو جهاندار کیست

بزرگان کدامند و سالار کیست