غزل شمارهٔ ۳۳۶

باز از کرشمه زخمهٔ نو در فزوده‌ای

درد نوم به درد کهن برفزوده‌ای

کوتاه بود بر قدت ای جان قبای ناز

کامروز پارهٔ دگرش در فزوده‌ای

در ساز ناز بود تو را نغمه‌های خوش

این دم قیامت است که خوش‌تر فزوده‌ای

آخر چه موجب است که باز از حدیث وصل

کم کرده‌ای و در سخن زر فزوده‌ای